... کاغذ سفید یا سیاه
و این ما هستیم که قدم در سراچه ی خیال شما گذاشته ایم .آمده ایم تا درد و دلهایتان را بر روی کاغذ سفید یا سیاه حک کنیم.آمده ایم تا بشنویم ، آمده ایم تا کمک کنیم ،آمده ایم تا معنی واقعی عشق را یاد بگیریم. آمده ایم تا برای چند لحظه هم که شده ذهن شما را از دنیای مشوش و پر از دغدغه ی امروز دور کنیم آری این ما هستیم که دست یاری را به سوی شما دراز کرده ایم، این ما هستیم که از شما یاری و مدد میخواهیم تا واقعیت ها را به دنیای پیرامون خود بگویییم ، آری آمده ایم تا دوباره عشق را معنا کنیم، ما آمده ایم تا خدا را لای سبزه ها و در زیر آسمان آبی جستجو کنیم،ما آمده ایم خدا را همین اطراف پیدا کنیم ،ما آمده ایم تا به قول سهراب خدا را زیر شبنم ها پیدا کنیم.
ما آمده ایم تا با همه ی دلشکستگی ها و خستگی ها به خدای خودمان بگوییم ، گه هنوزهم تو را دوست داریم.
ما آمده ایم تا با همه ی نا ملایمات زندگی به خدای خودمان بگوییم ، که هنوز هم به تو امیدداریم.
پس می گوییم :
خدایا به امید تو ....
ما آمده ایم تا با همه ی دلشکستگی ها و خستگی ها به خدای خودمان بگوییم ، گه هنوزهم تو را دوست داریم.
ما آمده ایم تا با همه ی نا ملایمات زندگی به خدای خودمان بگوییم ، که هنوز هم به تو امیدداریم.
پس می گوییم :
خدایا به امید تو ....
محمد زماني
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 16:29  توسط شايان
|