چيزهايي كه نگفتم

نگفتم: عزيزم، اين كار را نكن
نگفتم: برگرد
و يك بار ديگر به من فرصت بده
وقتي پرسيد دوستش دارم با نه،
رويم را نرگرداندم.
حالا او رفته، و من
تمام چيزهايي را كه نگفتم مي شنوم
نگفتم: عزيزم ، متاسفم،
چون من مقصر بودم
نگفتم: اختلاف را كنار بگذاريم،
چون تمام انچه مي خواهيم عشق و وفاداري و مهلت است
گفتم: اگر راهت را انتخاب كرده اي من آن را سد نخواهم كرد
حلا او رفته، و من
تمام چيزهايي را گه نگفتم مي شنوم.
او را در آغوش نگرفتم و اشك هايش را پاك نكردم
نگفتم: اگر تو نباشي
زندگي بي معني خواهد بود
فكر مي كردم از تمامي آن بازي ها خلاص خوام شد.
اما حالا، تنها كاري كه مي كنم
گوش دادن به چيزهايي است كه نگفتم.
نگفتم: باراني ات را در آر...
قهوه درست مي كنم و با هم حرف مي زنيم.
نگفتم: جاده ي بيرون خانه
طولاني و خلوت و بي انتهاست.
گفتم: خدانگهدار، موفق باشي،
خدا به همراهت.او رفت
و مرا تنها گذاشت
تا با تمام آن چيزهايي كه نگفتم زندگي كنم.
تلخيص از كتاب عاشقانه ها، موسسه كتاب خورشيد
نويسنده شل سيلور استاين
ترجمه عليرضا برادران
ترجمه عليرضا برادران
+ نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت 11:33  توسط شايان
|
