سلام به آوین
هوالمعين
به نام اوني شروع مي كنيم كه همش عشقه و دوست داشتن...
هر چه قدر از روزهاي ليلي و مجنون و شيرين و فرهاد دور بشيم فقط يه نام مي مونه و يه خاطره شايد هم افسانه كه كمتر كسي شايد بتونه باورشون كنه . خوب بلاخره همه ي ما انسانها سرشتمون از عشق درست شده و بايد يه جوري به اون خواسته اصلي برسيم . واقعا بايد چي كار كرد؟
با يد به چي دلمون خوش باشه به اين دوست داشتن هاي سطحي و اين عشق هاي بدون عاشقی؟
ولي من ميگم كه ميشه از اين عشق هاي سطحي به عشق واقعي رسيد؟! چه طوري؟
خوب بازم من ميگم اول بايد خالق عشق رو دوست داشته باشيم و عاشق اون باشيم بعد اگه ديديم واقعا كسي لياقت اون عشق بزرگ رو داره عاشقش بشيم ...
راستي شما ميدونين چرا همه چيز در دسترس شده؟ چرا همه هر چي مي خوان از هر چي راحت توي دستشونه؟
من ميگم كسي ديگه توي فكر عشق واقعي كه هيچ، دنبال عشق خالي هم نيست...
من كه قديم ها نبودم ولي ميگن نازي بوده و نيازي... عشقي بوده و عاشقي...
شما نظرتون راجع به اين عشق نما هاي عاشق چيه ؟ چرا همه چي اينقده الكي شده؟
نظر بدين تا بتونيم با هم يه بحث با نتيجه راه بندازيم.
(راستي راجع به اسم وبلاگمون هم نظر بدين)
به نام اوني شروع مي كنيم كه همش عشقه و دوست داشتن...
هر چه قدر از روزهاي ليلي و مجنون و شيرين و فرهاد دور بشيم فقط يه نام مي مونه و يه خاطره شايد هم افسانه كه كمتر كسي شايد بتونه باورشون كنه . خوب بلاخره همه ي ما انسانها سرشتمون از عشق درست شده و بايد يه جوري به اون خواسته اصلي برسيم . واقعا بايد چي كار كرد؟
با يد به چي دلمون خوش باشه به اين دوست داشتن هاي سطحي و اين عشق هاي بدون عاشقی؟
ولي من ميگم كه ميشه از اين عشق هاي سطحي به عشق واقعي رسيد؟! چه طوري؟
خوب بازم من ميگم اول بايد خالق عشق رو دوست داشته باشيم و عاشق اون باشيم بعد اگه ديديم واقعا كسي لياقت اون عشق بزرگ رو داره عاشقش بشيم ...
راستي شما ميدونين چرا همه چيز در دسترس شده؟ چرا همه هر چي مي خوان از هر چي راحت توي دستشونه؟
من ميگم كسي ديگه توي فكر عشق واقعي كه هيچ، دنبال عشق خالي هم نيست...
من كه قديم ها نبودم ولي ميگن نازي بوده و نيازي... عشقي بوده و عاشقي...
شما نظرتون راجع به اين عشق نما هاي عاشق چيه ؟ چرا همه چي اينقده الكي شده؟
نظر بدين تا بتونيم با هم يه بحث با نتيجه راه بندازيم.
(راستي راجع به اسم وبلاگمون هم نظر بدين)
هستی
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:44  توسط هستی
|
