به کناری نشسته بودم
که کسی مرا صدا زد
یه نهیبی به دلم زد
یه نگاهی به نگام کرد
و بگفتا که کجایی
در پی کدوم صدایی
در پی کدوم نگاهی
که چنین فسرده گشتی
خسته آهسته و تنها
در کناری اینچنینی
به نوایی به او گفتم
که ندونم در کجایم
در پس کدوم نگاهم
در پس همون نگاهی
که چنان زدم صدایی
که دلم شکست و لرزید
وَ شد عاشق صدایش
برسان مرا به پایش
چو رسانم به وصالش
بشود شب وداعم
بروم ز وادی عشق
و بگویم که تمام است
زندگی عاشقانم ...
+ نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 18:26  توسط شايان
|
برای تو که بهترینی می نویسم و می گویم دوستت دارم ،برای تو که سرچشمه ی زلالی وپاکی هستی می نویسم دوستت دارم ،برای تو که ثمره ی گل های بهاری هستی می نویسم دوستت دارم ،برای تو که معنی واقعی عشق هستی می نویسم دوستت دارم ،برای تو که دستانت گرما بخش وجودم هستند می نویسم دوستت دارم ،برای تو که ضربان نبضت ضربان قلب من است می نویسم دوستت دارم ،برای تو که حرف هایت مرهم دردهای من است می نویسم دوستت دارم ،برای تو که نگاهت آرام بخش قلب تنهای من است می نویسم دوستت دارم ،برای تو که خنده ات اوج غرور من است می نویسم دوستت دارم ،برای تو که اشک هایت پایان زندگانی من است می نویسم دوستت دارم ،برای تو که تنها دلیل زندگانی من هستی می نویسم دوستت دارم ،برای تو که مهربانی را از تو آموختم می نویسم دوستت دارم ،برای تو که ایستادگی را از تو آموختم می نویسم دوستت دارم ،برای تو که دستانم را بدون منت در دستانت گرفتی می نویسم دوستت دارم ،برای تو که زندگی ات را به پای من حقیر گذاشتی می نویسم دوستت دارم ،برای تو که جوانی ات را خرج نامهربانی من کردی می نویسم دوستت دارم ،برای تو که برای نبود من خون گریه کردی می نویسم دوستت دارم ،برای تو که همیشه چشم انتظار من بودی می نویسم دوستت دارم ،برای تو که ..... برای تو که .... می نویسم دوستت دارم.......................
محمد زماني
+ نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 19:36  توسط شايان
|
عشق یعنی با تو بودن در سراب
عشق یعنی گریه های بی مثال
عشق یعنی با تو بودن در ازل
عشق یعنی چره ی زیبای تو
عشق یعنی وصف چشمان قشنگ
عشق یعنی با تو خنده با تو گریه
عشق یعنی در نبود یک نفر
همدمم باشی به قرآن تا ازل
عشق یعنی در نبود خواهرم
گل بپاشانم به روی مادرم
عشق یعنی ناله های نیمه شب
عشق یعنی نعره ها در عمق شب
عشق یعنی دادن دل به دگر
عشق یعنی دادن عهدی به هم
عشق یعنی قصه ی دلدادگی
عشق یعنی غصه ی دوری ز هم
عشق یعنی در امان بودن ز غم
عشق یعنی انتخاب یک نفر
عشق یعنی زندگی در یک مکان
عشق یعنی زندگی در یک زمان
عشق یعنی بردن نامت به لب
عشق یعنی زنده ام با نام تو تا به ابد
عشق یعنی نام زیبای تو دلبر بر لبم
عشق یعنی... عشق یعنی ...
عشق یعنی لحظه های ناب ناب
عشق یعنی با تو بودن در عذاب
محمد زمانی
+ نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 9:55  توسط شايان
|
و این ما هستیم که قدم در سراچه ی خیال شما گذاشته ایم .آمده ایم تا درد و دلهایتان را بر روی کاغذ سفید یا سیاه حک کنیم.آمده ایم تا بشنویم ، آمده ایم تا کمک کنیم ،آمده ایم تا معنی واقعی عشق را یاد بگیریم. آمده ایم تا برای چند لحظه هم که شده ذهن شما را از دنیای مشوش و پر از دغدغه ی امروز دور کنیم آری این ما هستیم که دست یاری را به سوی شما دراز کرده ایم، این ما هستیم که از شما یاری و مدد میخواهیم تا واقعیت ها را به دنیای پیرامون خود بگویییم ، آری آمده ایم تا دوباره عشق را معنا کنیم، ما آمده ایم تا خدا را لای سبزه ها و در زیر آسمان آبی جستجو کنیم،ما آمده ایم خدا را همین اطراف پیدا کنیم ،ما آمده ایم تا به قول سهراب خدا را زیر شبنم ها پیدا کنیم.
ما آمده ایم تا با همه ی دلشکستگی ها و خستگی ها به خدای خودمان بگوییم ، گه هنوزهم تو را دوست داریم.
ما آمده ایم تا با همه ی نا ملایمات زندگی به خدای خودمان بگوییم ، که هنوز هم به تو امیدداریم. پس می گوییم : خدایا به امید تو .... محمد زماني
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 16:29  توسط شايان
|